سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

19

طب در دوره صفويه ( فارسى )

اوقات نيز علت آن بلغم و زمانى اختلاط صفرا است . سرفه و درد در ناحيه پهلو دال بر ابتلاى به ذات الجنب و ذات الريه است ، حال علت آن هريك از خلطهاى چهارگانه كه مىخواست باشد . كاملا واضح است كه در بسيارى از موارد تشخيص علائم بيمارى آسان‌تر از تشخيص علت آن است ، در حقيقت تعدد دواها در آن دوره اين فكر را به وجود مىآورد كه در اغلب موارد ، درست به همان صورتى كه امروز نيز مرسوم است ، درمان به صورت نشانه‌اى و اختصاصى صورت مىگرفت ، به همين دليل هم هست كه مىبينيم على افضل قاطع در كتاب خود به نام قربادين « 1 » خطاب به برادرزاده خود مىنويسد كه تشخيص و تميز امراض از يكديگر مهمترين كار يك طبيب است « 2 » او بيمارىهاى بسيارى را نام مىبرد كه مىتوانند موجب گمراهى افراد تازه كار بشوند . و براى مثال برادرزادهء خود را از اشتباه گرفتن حمله غش معمولى به جاى سكته و اشتباه گرفتن سكته به جاى مرگ برحذر مىدارد « 3 » . او مىگويد كه در سال 1622 در هرات مانع از به خاك سپردن مرد زنده‌اى شد كه فقط سكته كرده بود و چند سال بعد ، يعنى در سال 1641 نيز همين واقعه براى يك غلام گرجى كه در بيمارستان قزوين بسترى بود رخ داد . او اضافه مىكند كه هيچ‌كس را نبايد قبل از 72 ساعت پس از سكته‌اى كه علامات مرگ را در شخص ظاهر ساخته است دفن كرد . او هم‌چنين به برادرزادهء خود هشدار مىدهد كه تار شدن چشم به علت سوء هاضمه را حمل بر علائم اوليه آب مرواريد ننمايد و سپس مشكلات تشخيص علت خونريزىهاى روده‌اى را بيان مىدارد . از آنجا كه اخلاط را در سراسر بدن در حال حركت مىدانستند و همين اخلاط را هم علت بيمارىها مىپنداشتند ، پس الزاما نمىشد كه براى بيمارى ، از هر نوع كه بود ، محل بخصوصى را در نظر گرفت و محل معينى را براى آن مشخص ساخت و در نتيجه چنين اعتقاد داشتند كه هر بيمارى داراى ماهيت عمومى و تظاهر محلى است ، مثلا آبله كه يك بيمارى با ماهيت خونى است در سراسر بدن پخش بوده و محل تظاهر آن پوست است كه تاول مىزند و بر اين مبنا چنين نتيجه گرفته مىشد كه درمان صحيح هر بيمارى خارج ساختن خلط بيمارشده از بدن بيمار است و بر اين مبنا فصد براى بيرون راندن خون و تنقيه براى تخليه روده‌ها اولين اقدامى بودند كه مىبايست براى درمان هر نوع بيمارى انجام مىگرفتند . البته مفهوم اين حرف به هيچ صورتى اين نيست كه در آن دوره دارو درمانى بىارزش

--> ( 1 ) - اين كتاب در كتابخانه مركزى دانشگاه تهران به نام منافع افضليه ثبت است ( مترجم ) ( 2 ) - آنجا كه مىگويد : « از آن جمله امتيازات است فىمابين امراض متشابه و اين امرى بغايه ضرورى است زيرا كه اكثر خطائى كه در معالجات واقع مىشود از عدم تفرقه فىمابين امراض است ( مترجم - نقل از منافع افضليه - نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران ) ( 3 ) - آنجا كه مىگويد : « . . . بدانكه از جمله امراض آنچه بيشتر مشتبه مىگردد سكته و غش است و فرق ميان آن‌ها به چند وجه مىتوان نمود . . . ( مترجم - نقل از منافع افضليه - نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران )